تبليغاتX
بیکس و تنها

بیکس و تنها



دوست دارم

دوست دارم هر روز پنجره روحم را به سوي تو باز كنم و عاشقانه با تو حرف بزنم ، دوست دارم هر وقت دفترم مه آلود مي شود و تن حرفهايم درد مي گيرد آنها را به ملاقات تو بفرستم ، دوست دارم وقتي با تو گفتگو مي كنم هيچ كبوتري ميان حرفم نپرد و آنقدر محو چشمان تو باشم كه حتي اگر زمين از سقف هستي فرو ريخت پلك بر هم نزنم .... دوست دارم !

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 17:58 توسط مهدی بیکس |

سراب

 

آب مي خواهم، سرابم مي دهند          عشق مي ورزم عذابم مي دهند

خود نميدانم کجا رفتم به خواب              از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟

خنجري بر قلب بيمارم زدند                   بي گناهي بودم و دارم زدند

دشنه اي نامرد بر پشتم نشست           از غم نامردمي پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد             يک شبه بيداد آمد داد شد

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام             تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام

عشق اگر اينست مرتد مي شوم          خوب اگر اينست من بد مي شوم

بس کن دل نابساماني بس است          کافرم ديگر مسلماني بس است

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 17:53 توسط مهدی بیکس |