تبليغاتX
بیکس و تنها

بیکس و تنها



از كنار من افسرده تنها تو مرو
ديگران گر همه رفتند خدا را تو مرو
اشك اگر مي چكد از ديده تو در ديده بمان
موج اگر مي رود اي گوهر دريا تو مرو
 اي نسيم از بر اين شمع مكش دامن ناز
قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو
 اي قرار دل طوفاني بي ساحل من
 بهر آرامش اين خاطر شيدا تو مرو
سايه ي بخت مني از سر من پاي مكش
به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو
اي بهشت نگهت مايه ي الهام سرشك
از كنار من افسرده ي تنها تو مرو

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 15:58 توسط مهدی بیکس |

بهش بگيد كه خيلي دوستش دارم

هرگز تو را فرموش نخواهم كرد حتي اگر مرا از ياد ببري

 و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

چرا كه تو را دوست دارم

ديوانه وار عاشقت شدم

چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم

 با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي

 و اگر تو نبودي هرگز عاشق نمي شدم

 نه تو از عشق من دست ميكشي

 و نه قلب من از عشقت روي گردان مي شود

 سوگند كه وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره اي كني فرسنگها راه خواهم پيمود چرا كه شب عشق بسيار طولاني است

 و قلبم در آرزوي تو مي سوزد

 آنگاه كه از برابر ديدگانم دور شوي

خورشيد وجودت پنهان مي گردد

 و ابرهاي غم و اندوه مرا در بر مي گيرند

 و به دنياي غريبي مي برند

 هميشه در قلبم حضور داري

 و عشقت زندگي ام را گل باران كرده است

 تمامي اين دنيا را با قلبي پر از رمز و راز به دنبالت طي كرده ام

 محبوبم هميشه به انتظار بازگشتت خواهم ماند

 

 

بهش بگيد كه خيلي دوستش دارم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 15:53 توسط مهدی بیکس |